سر سری رد نشیم

سلام

نمیدونم این پستی که میزارم تا چه اندازه در وجه شخصیتیم پیش شما که شاید منو نمیسناسید اثر میزاره. دوستان و همکارانم را نمیگم اونا کاملا منو میشناسند. شمای که با وب منو میشناسید به این عکس نگاه کنید:

عکس سوزناکیست. کاری هم با اون خانم که با افتخار نشسته و منتظره سفارش غذاست هم ندارم که شاید هم بشناسیدش، و خبر از بیرون نداره.به نگاه این مرد چشم بیاندازید میتونید فکرشو بخونید؟، حالا به نگاه مضطرب این دختر نازنین نگاه کنید.به نظر شما کدام رنج بیشتری میکشند؟ این عکس منو یاد خاطرات خودم میندازه زمانی که شاید وضعیتمان هم بدتر از این بود.زمانی که مجبور بودم در شبانه روز 18 ساعت کارم کنم و وقتی از جلوی چنین رستورانهای رد میشدم همین حس را داشتم همین حسی که این عکس نشان میده.وقتی چشمم به غذاها میافتاد یاد دوران گذشته خوب خودم میافتادم.ولی خدایا دمت گرم دمم گرم که بجز خودت دست بروی هیچکس دراز نکردیم از هیچکس بجز خودت یاری نطلبیدیم شب شکم گرسنه خوابیدیم ولی هیچکس بجز خودت نفهمید که چه میکشیم.کار کردیم و توکل بخودت کردیم که روزی همه چیز روبراه میشه. و تو چقدر مهربانی بودی و چقدر امین.اگر شکستیم فقط در برابر تو شکستیم خدا التماسهای بابام گریه و زاریش در سر نماز شبانه فقط در پیشگاه تو بود و بس.شاید دیوانگیست این چیزها را در باره زندگی خودت تو وب بنویسی فقط مینویسم تا یادم نرود و دوستانی که میایند و کامنت خصوصی میزارن که دل خوش سیری چند و یا از زمین و زمان مینالند شاید به حضور خداوند در زندگی ایمان ندارند وشاید فکر میکنند اگر معجزه ی هم بخواد بشه فقط بدست ماهاست.باور کنید فقط کافیست اعتماد کنی به لطف و کرمش مابقی را بسپار بخود خودش.بعضی موقعها بابام میگه:بعضی وقتا از همه میگذری بغیر از یک نفر، خدایا بگذر از کسی که نمیتونم بگذرم. منظورش همونی که باعث شد چندین سال با بدترین شرایط روزگار زندگی کنیم. ترا خدا ببخشید اگر ناراحتتان کردم.امیدوارم همیشه زندگیتان پر از برکت و خوشبختی باشه.قلب

زندگی مثل پیانو است ...
دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها
اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی

▌│▌▌│▌▌▌│▌▌│▌▌▌ │▌▌│▌▌▌│▌▌│▌▌▌│ ▌▌│▌▌▌│▌▌│
└└└└└└└└└└└└└└└ └└└└└└└└└└└└└└└ └└└└└└└└└└

پرنده هایی که روی شاخه نشستند ،هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند... زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست بلکه به بال هایشان است ....
 همیشه به خودتان و خدای خودتان اعتماد داشته باشید ،خودتان را باور کنید. قلبقلبقلب

/ 40 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ملیکا

این که میتونی گذشتتو،روزایی که خوب نبودن رو مرور کنی خیلی قشنگه.... این که تو روزای خوبت هنوزم خدا رو یادت نرفته خیلی قشنگه... این همه اعتماد و ایمان به خدایی که همه میدونیم هست فقط بیشتر وقتا یادمون میره واقعا زیباست... امیدوارم تو همه مراحل زندگیت مثل همیشه خدا حمایتت کنه...[لبخند][گل][گل][گل]

علی

سلام کامران جان با اجازه من عکس پست بالایی را گذاشتم تو لینک یاهوم[شرمنده]

سارا

سلام کامران عزیز!واقعا نمیدونم چی بگم ی بغض عجیبی گرفتتم که نه واسه ی غم باشه واسه ی خیلی چیزاست حستو دوس داشتم توی کلمه به کلمه ی نوشته هات!خدا خیلی مهربون تر ازاین حرفاست!خدایا دوست دارم تو اوجه بی کسی و بی معرفتیه همه ی آدما دوست دارم![قلب][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

انسان

سلام آقا کامران گرامی....[گل][نیشخند] یعنی کسی نیست به چنین آدمهایی برسه؟؟؟؟ باور کن قلبم میگه کار این مرد درست نیست.... هستند کسانی که محتاجند ولی بسیار آبرو دار...براحتی میتونی پیداشون کنی....[قلب]

بارش

سلام آقا کامران خوبین؟ خیلی خوبه که شما اینقد با ایمانید .... وبا پشتکار......... امیدوارم همیشه موفق باشین

بارش

آقا کامران بعضی چیزا برگشت ناپذیرن...............اما آدم واقعا اونا رو میخواد و هیچ کاری هم نمیشه کرد................. من واقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــعا دلم برا مامان خدابیامرزم تنگ شده................. خدایا[گریه]

مرضیه

دلم از دیدن این عکس گرفت... در کنارش خوندن مطالب صمیمی و بی تکلف تو و لطفی که خدای بزرگ به تو و خونوادت بعد سختیها داشته، حس خوبی بهم داد. شاید هر کسی نتونه اینها رو بنویسه. احترامم نسبت به تو خیلی بیشتر شد...امیدوارم لطف خدا همیشه بر زندگیت سایه گستر باشه.

ملیکا

بابای منم میگه نباید به معتادا کمک کرد... ولی مامانم میگه اونا مریضن؛مواد هم داروشونه!گناه دارن.یه وقتایی باید به اونا هم کمک کرد.البته در حدی که پررو نشن!!!! منم نظری ندارم[عینک] [نیشخند]

بارانی

[گل]به احترام شما[دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست]

محيا

بغضم تركيد [ناراحت][گریه]