کافی است انار دلت ترک بخورد
ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱۸   کلمات کلیدی:

سلام دوستان عزیز

اگه یه روز فرزندی داشتم بیشتر از هر اسباب‌بازی دیگه‌ای براش بادکنک میخرم.
بازی با بادکنک خیلی چیزا رو به بچه یاد می‌ده.بهش یاد میده که باید بزرگ باشه اما سبک، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد میده که چیزای دوست داشتنی می‌تونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. و مهمتر از همه:
بهش یاد میده که وقتی چیزی رو دوست داره نباید اونقدر بهش نزدیک بشه و بهش فشار بیاره که راه نفس کشیدنش رو ببنده، چون ممکنه برای همیشه از دستش بده...

مجنون زیر درخت انار نشست.درخت انار عاشق شد ، گل داد ، سرخ سرخ.گلها انار شد ، داغ داغ . هر اناری هزار تا دانه داشت .دانه ها عاشق بودند ، دانه ها توی انار جا نمی شدند.انار کوچک بود،دانه ها ترکیدند،انار ترک برداشت.خون انار روی دست مجنون چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید .خدا گفت : راز رسیدن فقط همین بود .کافی است انار دلت ترک بخورد.


بایدها: دیروز رفته بودم سوپرمارکت محلمان پیرمردی در حال صحبت بود حرفش را قطع نکردم،پیرمرد میگفت: اگه میخوای جوان بمونی دردهای دلتو فقط به کسی بگو که دوسش داری و دوستت داره.پریدم وسط حرفش خندیدم و گفتم: پس چراشما جوان نموندی؟پیر لبخندتلخی زد وگفت:
دوستش داشتم، دوستم نداشتگریه باید دوستش داشته باشی و دوستت داشته باشه والا...دل شکستهدل شکستهدل شکسته

فقط یه پست مانده به ...ناراحت. مثل همیشه دوستتان دارم یه عالمه خوشبتختی در یک قدمی شماست وقت نماز تو فقط دستت را بلند کن همینقلب


 
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

دانلود آهنگ جدید