سوپراز برای تولدم
ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٢   کلمات کلیدی:

سلام دوستان گلم

بزارید یه خاطره براتون تعریف کنم از جشن تولدم.تو ایام عید تولدوم بود ولی چون ایام فاطمیه بود خانواده تصمیم گرفتن بعد این ایام جشن بگیریم.خلاصه سه روز پیش تو خونه نشته بودم دیدم زمزمه جشن و کادو، شفارش کیک بگوش میرسه از اونجای که قبل عید هم خواهر گلم رفت خونه بخت،پیش خودم گفتم ای جان الان دیگه عزیز درودنه خونه شدم حالا ببین واست چکارها که نکنن.تو این فکر و خیال بودم دیدم مادرم اومد نشست پیشم و گفت:کامران میخوام سفارش کیک بدم برای فردا، دوست دارم خودت انتخاب کنی. دوست داری شکلاتی باشه مخلوط میوه باشه و...خلاصه من هم سفارش دادم .دوستان آشنایان را هم دعوت کردند من هم کل دوستان و همکارانم را دعوت کردم خلاصه جاتون خالی از ساعت 3 بعدازظهر مشغول خوردن تنقلات و زدن حرف و حدیث .خیلی خوش گذشت ولی دیدم مادرم اومد گفت بفرمائید شام... تعجب کردم گفتم مامان کیک چی میشه؟ مامانم گفت:اول شام بخوریم بعد.گفتم خوب اول کیک ببرم بعد شام بخوریم. گفت:نه اونموقع همه اشتهاشون کور میشه.رفتیم شامو خوردیم نوبت رسید به کیک و بریدن کیک.به به من عاشق این قسمت جشن تولدم ولی.....

چیزی نمیگم خودتون برید ادامه مطلب قضاوت با شما. قابل ذکر است این طرح از علی آقا(خانه سبز ما)بود داشتن دوستانی همچون ایشان بخدا نعمته...


ببخشید اصلا دوست نداشتم این عکسو بزارم ولی گفتم در حق دوستان بخصوص علی اقا نامردی میشه اگر این فکر و بکرشون را که خیلی زحمت کشیده بودند را نادیده بگیرم.

دیگه حرفی برای گفتن باقی نمی مونه.گریهعصبانیقهقههخنده


 
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

دانلود آهنگ جدید