نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/٢٢

سلام دوستان عزیز

امسال خیلی جدی تصمیم گرفتم ازدواج کنم الان تمام فامیل دارن برام دنبال زن میگردن حالا چرا؟!!! چون یه وقت نرم دختر خودشونو بگیرم بدبختش کنم خندهقهقههقهقهههمچین فامیلی داریم ماقلب از همینجا میخواستم ضمن خسته نباشید به فامیلهای دلسوز عرض کنم اصلا نترسید من وقتی تصمیم گرفتم خوب حتما یکی را زیر سر دارم دیگه.الان چند شب تند تند بهش اس ام اس میدم که تو مال کی هستی؟؟؟؟چند شب که اصلا جواب سوالم را نمیداد امشب هم چندین بار باز اس ام اس دادم ولی بلاخره مجبور شد جواب بده. اس ام اس داد بود: مال تو دیونه حالا بگیر بکپعصبانیخنده حالا راست نمیگه ها... فقط میخواست منو از سرش باز کن که اینقدر اس ام اس ندم گریهکلافهاصلا میدونید بعضی موقعها که بهش فکر میکنم روحم شاد میشهخیال باطل تو رویام میبینم داریم با هم با تفاهم تمام حرف میزنیم من میرم موهاشو میکشم. گازش میگیرم .با متکا میزنم لش میکنم. میدوم دنبالش اون هم از ذوق اش اونقدر جیغ میزنه آخر سرش هم از پنجره پرتش میکنم بیرون؛دیونه دوست داشتنی رو. حتی تصورش هم با حالهخیال باطلخندهقهقههقلبماچبغللبخند

 

بعد اون تصادف به اصرار مادر عزیز که حتما باید ورزش کنی اون هم ورزش یوگا امروز رفتم تا ثبت نام کنم.مربی بعد چند توضیح گفت از فردا که میایی کلاس یه تشک و یه بالش با خودت میاری.همنجا بود فهمیدم این همان ورزشی که سالها دنبالشم.از الان هم یه تشک و بالش حاضر کردم که از فردا برم باشگاهخندهچشمکخوابخوابلبخند

دوستون دارم یه عالمهقلبماچلبخند


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/۱۸

سلام

همانطور که میدونید خداوند خانمهای عزیز را پر رمز ساز بوجود آورده و من مطمننم موقع خلق این وجود نازنین فرموده اند (فتابارک الله احسن خالقین) و اصلا طرف صاحبشان مردها نبود.خنده 

میلاد پیامبر اکرم ص و امام جعفر صادق ع بر همه ی شما دوستان مبارکتشویققلبماچ

آپلود شده در زیگور


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/۱٤

سلام عزیزان

الان فکر کنم یکی دو سال است که وب زدم و از همان روزهای اول هم هدفم شاد کردن دوستان بوده و هست.و از همان روز اول هم خیلیها مارکهای جورباجور بهم زدند یکی گفت دلقکی یکی دیگه گفت الکی خوشی یکی دیگه گفت از بس سیری و ....البته من از هیچکدام از این الفاظ بدم نمیاد ها....باور کنید من تو زندگی شخصیم هم همینجوری هستم. وقتی میتونم بغل دستیم را بجای حزون اندوه شادش کنم چرا که نه...بخصوص تو دین ما اسلام هم تاکید فراونی بر شاد کردن مردم گوشزد شده. ازخود پیغمبر اکرم (صلى الله علیه وآله) نیز نقل شده است: اِنَّ اَحَبَّ الاَْعْمالِ اِلَى اللّهِ تعالى اِدْخالُ السُّرورِ عَلَى الْمُؤْمنینَ ؛ محبوب ترین اعمال نزد خدا، شاد کردن مؤمنین است.... 
در بعضى از روایات براى تشویق مردم به شاد کردن برادران ایمانى شان، چنین آمده است: کسى که مؤمنى را شاد کند تنها یک شخص را شاد نکرده بلکه ما اهل بیت (علیه السلام) را نیز شاد کرده است و کسى که ما را شاد کند، پیغمبر خدا (صلى الله علیه وآله) را شاد کرده است. اسلام دین شادی وحلاوت و نشاط است ، اما شادی آمیخته با فساد را تجویز نمی‌کند و برای مسلمانان سبک‌سری ، هرزگی و توهین را به بهانه شادی روا نمی ‌دارد . خداوند می ‌فرماید : در رأس همه ی عوامل شادی و نشاط ایمان به خدا و تقوای الهی است و در سایه دین است که شادی واقعی به‌دست خواهد آمد .به عقیده من تا جای که دیگران را به تمسخر نگیریم و باعث رنجش دیگران نشویم یکی از بهترین عبادات نزد خداوند شاد کردن دیگران هست....

ﻭﻗـﺘـﯽ ﺑـﻤﯿـﺮیم ﻫﯿـﭻ ﺍﺗـﻔـﺎﻗـﯽ ﻧـﺨـﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓـﺘـﺎﺩ ...
ﻧـﻪ ﺟـﺎﯾـﯽ ﺑـﻪﺧـﺎﻃـﺮمان ﺗـﻌـﻄﯿـﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ ! ﻧـﻪ ﺩﺭ ﺍﺧﺒـﺎﺭ ﺣـﺮﻓـﯽ ﺯﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﻧـﻪ ﺧﯿـﺎﺑـﺎﻧـﯽ ﺑـﺴﺘـﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﻧـﻪ ﺩﺭ ﺗـﻘـﻮﯾـﻢ ﺧـﻄﯽ ﺑـﻪ ﺍﺳـم ما ﻧـﻮﺷـﺘـﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ !
ﺗـﻨـﻬـﺎ ﻣـﻮﻫـﺎﯼ ﻣـﺎﺩﺭ ﮐـﻤﯽ ﺳﭙـﯿـﺪﺗـﺮ ﻣﯿـﺸﻮﺩ !گریه
ﭘـﺪﺭ ﮐـﻤﯽ ﺷﮑـﺴﺘـﻪ ﺗـﺮ ... ﺍﻗـﻮﺍﻣـﻤـﺎﻥ ﭼـﻨـﺪ ﺭﻭﺯ ﺁﺳـﻮﺩﻩ ﺍﺯ ﮐـﺎﺭ !نگران
ﺩﻭﺳﺘـﺎن ﺑـﻌﺪ ﺧـﺎﮐﺴﭙـﺎﺭﯼ ﻣﻮﻗـﻊ ﺧـﻮﺭﺩﻥ ﮐـﺒـﺎﺏ ﺁﺭﺍﻡ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻨـﺪﻫﺎﯾـﺸﺎﻥ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯿﺸﻮﺩ !!!خنده
ﻣا ﻓـﻘـﻂ ﺗـﻨﻬـﺎ ﮔـﻮﺭﮐـﻨﯽ ﺭﺍﺧـﺴﺘـﻪ ﻣﯽﮐـنیم ﻭ ﻣـﺪﺍﺣـﯽ ﮐـﻪ ﺍﻟﮑـﯽ ﺍﺯ
ﺧـﻮﺑـﯽ ﻫـﺎﯾـمان ﻣﯿﮕـﻭﯾـﺪ!!! ﻭ ﺍﺷﮏ ﺗـﻤﺴـﺎﺡ ﻣﯿـﺮﯾـزﺩ !چشمک
و انموقع خواهیم گفت :ﭼـﻪ ﺑـﯿـﻬـﻮﺩﻩ ﺯﯾـستیم ....خیال باطل

باور کنید زندگی بهانه ایست برای شاد بودن و این هم باور داشته باشید خداوند انسانهای شاد را دوست دارهقلب حالا این کلیپ را نگاه کنید باور کنید میشه هر جا و با هر امکاناتی شاد بود ببخشید با موبایل فیلمبرداری شد کیفیتش کمی پایین هست.اوه

آپلود شده در سایت زیگور

قهقههقهقههخندهقلبماچلبخندتشویق


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/۱٢

 سلام

شاید برای همه ی ما از اینکه سرعت اینترنت مان پایین هست عذاب آور باشه حالا با این راه میتونید تا 80% سرعت اینترنتان را افزایش بدید.

سیم پشت مودم رو خم کنین و چند ثانیه نگه دارین،اینترنت پشت مودم جمع میشه
بعد یهو ولش کنین اینترنت با فشار میاد تو مودم و حالشو میبرید!
تذکر: سیمو زیاد نگه ندارین چون ممکنه فشارش خیلی زیاد شه و بریزه بیرون و کف اتاقتون اینترنتی شه!خیال باطل

خوب حالا که این راه حل رو امتحان کردید این کلیپ را هم نگاه کنید تا دست خالی نرفته باشید.لبخند

 آپلود شده در سایت زیگور

 از تو که حرف می زنم ؛

یک جور خوبی ،

...حال من بد می شود..خیال باطلقلبلبخند


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/٦

سلام بر همه ی دوستان گلم

امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید.عذر تقصیر بابت تیتر این پست ولی کاری نمیشه کرد به این پست مربوط میشه.خیلی از دوستان خواسته بودن جریان تصادف را براشون بنویسم.من هم گفتم بزار از اول کامل توضیح بدم.چند ماه پیش قرار شد با دوستان بریم مسافرت که کمی خستگی کار از تنمون بین بره.قرار شد همه با هواپیما بریم ولی شب قبلش علی اقا زنگ زد که کامران اگه میتونی ماشینتو بیار ما با ماشین بریم که از لذت دیدن مناظره توی راه بی نصیب نمانیم.قرار شد من و الناز و علی اقا با ماشین بنده مسافرت کنیم.به شرطی که من رانندگی نکنمتعجب.من هم قبول کردم و شب ساعت 10 به امید خدا راه افتادیم.نزدیکهای صبح بود دیدم علی اقا خوابش میاد گفتم: اگر خسته شدی یا من یا الناز رانندگی کنیم شما یه استراحتی کنید.ایشان هم قبول کردند که الناز رانندگی کنه و رفت پشت ماشین که بخوابه.یه یک ساعتی گذشته بود دیدم الناز هم داره خمیازه میکشه. گفتم: الناز میخواهی یه داستان برات تعریف کنم از انجایی که الناز عاشق داستانها و خاطرات منه با ذوق گفت آره کامران بگو ولی یواش.گفتم :

یکی تعریف میکرد تو بیمارستان بودم دیدم یه خونواده وایسادن پشت پنجره مریضشونو نگاه میکنن و زار زار گریه می کردن! رفتم جلو ... از یکیشون پرسیدم جریان چیه ؟!گفت بابابزرگمه دو روزه معده اش بادکرده فک کنم کارش تمومه....خلاصه اومدم سراغ کارخودم یهو دیدم یکی از تو اتاق اومد بیرون بلند گفت : گوزید...گوزید... خدا رو شکر... بالاخره گوزید ...! باد معده ی بابائه خارج شده بود!!

تا اینو گفتم الناز یهو زد زیر خنده اونهم چه خنده ی طوری که نتونست خودشو کنترل کنه ماشین نگه داشت و پیاده شد و شروع کرد به دلشو گرفتن و خندیدنخندهخندهخنده. علی آقا که متوجه ایستادن ماشین شده بود چشماشو باز کرد گفت چی شده ؟؟؟؟!!!!!تعجبمنم گفتم نمیدونم الناز نگه داشته!!!! علی اقا شیشه ماشینو کشید پایین گفت الناز چی شده؟ الناز هم میخندید و اشاره میکرد گوزید گوزیدخنده... علی آقا یه نگاهی به من کرد و گفت :خیلی بیشعوری... گفتم چی میگی بابا اون منظورش چیزی دیگستکلافه علی آقا: شورش در اوردی .میگم یه بوی بدی میاد ها....عصبانی بعد با عصبانیت پیاده شد.الناز هم که از زور خنده چیزی نمیتونست بگهقهر پیاده شدم گفتم علی جان... حرفمو قطع کرد و گفت: بابا صد بار گفتم شوخی هم اندازه داره بعد رو کرد به الناز و گفت تو دیگه چرا میخندی؟؟عصبانی خدایی علی اقا عصبانی بشه دیگه فرصت نمیده به کسی حرف بزنه ولی من جدی پریدم تو حرفاش گفتم: شما داری تهمت میزنی اون دنیا باید جواب پس بدی ها...علی اقا گفت: بفرما باد شما ول کردی اونوقت اون دنیا من باید جواب بدمخنده بعد از حرف خودش خنده ش گرفت اروم که شد الناز با خنده اومد جلو گفت نه علی اقا شما خودتو ناراحت نکن جریان ...بعد کلا براش تعریف کرد همنجا فلاکس اوردیم یه چایی خوردیم.حالا اینجا را داشته باشید اومدیم سوار ماشین شدیم علی برگشته میگه من نمیدونم ولی یه بویایی تو ماشین داره میاد هنوز. من : تعجبگریهگریه اقایون عزیز خانمهای گرامی ترا خدا تا وقتی از چیزی مطمنن نشدید به کسی تهمت نزنید اون دنیا باید جواب پس بدیم ها.....خنده

 خندهخندهخندهخندهخندهخنده

خوب این از رفت مسافرت تو پستهای بعدی بقیه ماجرا را براتون مینویسم.


دوستتان دارم یه عالمهقلبلبخند


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/٦

خواستم بگم:

دخترپسر کوچکی باهم تو کوچه داشتن گریه میکردن!مردی امد گفت دخترم چرا گریه میکنی؟ گفت عمو عروسکم پاره شده.از پسره پرسید تو چرا گریه میکنی؟ گفت اخه عروسکم داره گریه میکنه...گریهقلبقلبخیال باطللبخند


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩۳/۱٠/۳

سلام عزیزان.

متاسفانه بعد از تصادفی که داشتم نتونستم بیام و خدمت شما عزیزان که تو این مدت تنهام نذاشتید تشکر و قدردانی کنم البته چند وقت پیش یه سری زدم و پستی هم گذاشتم ولی متاسفانه زیاد حالم خوب نیست و باز مجبور شدم چند وقتی استراحت کنم.ولی دیدم تو اون تصادف و بعد اون خیلی بدهکار خداوند هستم و هم اینکه از همه ی شما عزیزان تشکری کرده باشم که واقعا تو این مدت خیلی لطف داشتید بخصوص شیوا خانم عزیز که واقعا تو این مدت منو شرمنده کردند ممنونم از همه ی شما عزیزان.ولی قول میدم از شنبه حتما باز در کنار شما عزیزان باشم.اگر نتونستم به وبلاگهای قشنگتون سر بزنم واقعا پوزش میطلبم.البته تو این مدت مادر گرامی از نظر اینترنت و گوشی حسابی تحریمم کرده بود الهی قربونش برمقلب به همدیگر عشق بورزید و تا دیر نشده دوستت دارم ها را به خانواده و دوستان ابراز کنید. گاهی خیلی زود دیر میشود....


این هم تقدیم به علی اقای عزیز که روحشان شاد و یادشان گرامی:

دانه ی فلفل سیاه وخال محبوبان سیاه
هردو جانسوزند اما این کجا وآن کجا

عده ای سرب وگلوله,عده ای ملیاردها
هردوتا خوردند اما این کجا وآن کجا

این یکی از سوز ترکش آن یکی هم در سونا
هر دو میسوزند اما این کجا وآن کجا

عده ای بر روی مین و عده ای بر بال قو
هردو خوابیدند اما این کجا وآن کجا

این یکی بر تخت ماساژ آن یکی بر ویلچرش
هردو آرام اند اما این کجا وآن کجا

این یکی در عمق دجله,آن یکی آنتالیا
هر دو در آبند اما این کجا وآن کجا

این یکی را گازخردل, آن یکی را گاز پارس
هردو با گازند اما این کجا وآن کجا

عده ای کردند کار و عده ای بستند بار
هردو فعالند اما این کجا و آن کجا

باکری ها سمت غرب و خاوری ها سمت غرب
هر دو تا رفتند اما این کجا وآن کجا

آن یکی بر پشت تانک و آن یکی بر صدر بانک
هر دو مسئولند اما این کجا و آن کجا

الغرض,یاران حق و پیرو فرعونیان
هر دو تا وصلند اما این کجا و آن کجا

عده ای بر تار شیطان میتنند چون عنکبوت
عده ای بر حق وجاویدند اما این کجا و آن کجا

شادی روح پاک شهدا صلواتقلبقلب

آپلود شده در سایت زیگور


ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

دانلود آهنگ جدید