نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۳٠

سلام دوستان عزیزم

پاییز ثانیه ثانیه می گذرد، یادت نرود این جا کسی هست که به اندازه
تمام برگ های رقصان پاییز برایت آرزوهای خوب دارد.
عمرتان یلدایی، دلتان دریایی، روزگارتان بهاری یلدای خوشی را برایتان آرزو می کنم . . .

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ خدا را شکر.واقعا شرمنده هستم بخاطر اینکه تو این یک هفته نتونستم بیام و سری به شما عزیزان بزنم.هفته پیش ساعت 4 صبح علی اقا زنگ زدند که دو ساعت دیگه باید سر کار باشی که برای تصویربرداری باید بریم اطراف اذربایجان شرقی.کاری ندارم که بعضیها کارشون اونقدر منظم هست که ...بگذریم دیگه عادت کردیم.باور کنید وقتی جای تصویربراری را دیدم وحشت کردم صبح ساعت 8 صبح میرفتیم تو دل غاری که بود بعدازطهر ساعت 6 میامدیم بیرون،یعنی جنازه مان میومد بیرون.دیشب که ساعت 12 شب رسیدم خونه باور کنید قیافه هامون اونقدر خوشگل شده که مادرم با دیدن من فکر کرد دزد اومد خونهخنده.انشالله تو پستهای بعدی براتون کامل مینویسم.بگذریم امشب شب یلداست امیدوارم در کنار خانواده محترمتان لحظات خوبی سپری کنید.فردا هم سالروز فوت علی اقای دوستداشتنی هست و کلی مراسم داریم.متاسفانه دختر عزیزشان هم در خارج از کشور هستند و جاشون واقعا خالیهناراحت.  بعد مراسم حتما میام به تمام شما دوستان عزیزم که خیلی شرمنده تان شدم سر میزنم.راستی اگر برای تهیه میوه و تنقلات شب یلدا خرید میرید حواستان باشه مثل این الناز خانم میوه های گندید را انتخاب نکنید.ببینید درست رفته اون سیب خرابو برداشته.آخه خانمی اون عینک بردار که بتونی ببینی عزیزقهقهه.ولی خدایی خیلی خوش تیپ شدی.لبخند

پست بعدی را حتما بخونید مطمنئنم خوشتان میاد.لحظه های خوبی براتون ارزومندم.از صدای گذر آب چنان میفهمم:تندتر از آب روان عمر گران میگذرد زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست! آنقدر سیر بخند که ندانی غم چیست! لحظاتت بی غمقلبلبخند


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۳٠

سلام

اولین سالروز در گذشت استاد عزیز ،دوست مهربان،علی عزیز را به تمام دوستان و همکاران و بخصوص خانواده ارجمندشان تسلیت عرض می نمائیم از خداوند بزرگ خواهانم خداوند روحشان را با آقا اباعبدالله الحسین محشور نماید.

یادم می آید گفته بودی :
ساده و کوتاه نویسی را دوست داری ،
ساده و کوتاه ..

فقط دو کلمه:
دلم برات تنگ شده علی جانناراحتناراحتناراحت


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۱٩

سللللللللللللللللللام

می دونی فرق من با برف چیه؟؟؟؟

برای دیدن مطلب عکسها


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۱٧

سلام

تبریکات صمیمانه ما را پذیرا باشید الناز خانم عزیزهوراتشویقتشویقتشویقتشویق

تاریخ انتشار: ۱۷ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۰۲

 

الناز شاکردوست در نظر سنجی یک روزنامه سینمایی به عنوان سوپراستار فعلی سینمای ایران برگزیده شد.


الناز شاکردوست در نظر سنجی یک روزنامه سینمایی به عنوان سوپراستار فعلی سینما برگزیده شد. برگزیده نهایی نظرسنجی در خصوص سوپراستار فعلی سینما مشخص شد و الناز شاکردوست با تفاوت آرای اندک و در رقابتی پایاپای، در صدر جای گرفت.

برخلاف پیش‌ بینی‌ها الناز شاکردوست توانست مهناز افشار و لیلا حاتمی را پشت سر بگذارد و نفر اول و برگزیده سوپراستار فعلی سینما به انتخاب مخاطبان «بانی فیلم» شود. بر اساس این نظرخواهی مهناز افشار و لیلا حاتمی با حدود ۲۰ رأی کمتر، به طور مشترک دوم شدند.

این روزنامه سینمایی ، از دهم تا هفدهم آذرماه اقدام به برگزاری این نظرسنجی کرد و از خوانندگان خود خواست از میان ۱۲ بازیگر سوپراستار فعلی سینما را برگزینند. این گزینه ها نیز (بر اساس حروف الفبا) عبارت بودند از: ۱- مهناز افشار، ۲-هانیه توسلی،۳-هدیه تهرانی،۴-نگار جواهریان،۵- لیلا حاتمی،۶-میترا حجار،۷-مریلا زارعی۸-الناز شاکردوست،۹-ترانه علیدوستی،۱۰-مهتاب کرامتی،۱۱-نیکی کریمی و ۱۲- باران کوثری
گفتنی است هدیه تهرانی با چند رأی کمتر پس از این سه هنرمند قرار گرفت.

الناز شاکردوست :خداوند را هزاران بار شکر می کنم، از این پس انگیزه ام صد چندان گشته چرا که وظیفه ام دربرابر این همه عشق، بسی دشوار است.

 

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

عاشق اتفاقهای درونی ام که هیشکی ازش با خبر نمیشه.به افتخار خودمخندهخندهخندهلبخند





نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۱٦

(خانم الناز شاکردوست عزیز)

نازنین،

همچو یک پیانو کنارت آرمیده ام و انگشتانت، نقطه نقطه ی وجودم را به صدا در می آورد...تو استاد نواختنی

مهربان

لازم هم نیست شعر بگویی ،فقط باش ،بخند،حرف بزن
این یعنی شعر،

یا نه ،راه برو،
من نگاهت کنم.....

دانلود پیانو زدن خانم شاکردوست با صدا


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۱۳

سللللللللللللللللااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

خوبید؟ من که عالی ام، پر از یه دنیا امید و شادی ، خدایا شکرت.چند روزی جاتون سبز شمالم انشالله پنجشنبه برمیگردم و 15 آذر جشن تاسیس وبلاگ دوست عزیزمان شیوا خانم هزاران گنج رو داریم، بزنید دستو به افتخار ایشان و خودتانتشویقتشویقتشویقتشویقهوراهورالبخند

خبر خوشی در راه است.....خبر خوش چی؟ از قدیم گفتن مغز که بهش یکم باد بخوره خوب کار میکنهقهقهه اینجا اونقدر اکسیژن زیاده که یه فکری به نظرم رسید از ماه دیگه اگر خدا بخواد و علی اقا را هم بتونم راضی کنم استودیو را ماهی یه بار چند ساعتی در اختیارم بزاره هر ماه یه پست بجای نوشتن میخوام براتون برنامه تصویری بزارم.حالا چطوری؟ عرض میکنم ماهی یه بار بجای اینکه بنویسم. یه برنامه تقریبا 5-10 دقیقه ی با دوستان ضبط میکنیم و تصویربرداری ، اونو میزاریم که شما ببینید.باور کنید طرحی که زدم پر از انرژی ، شادی و خنده است.امیدوارم که اومدم تهران علی آقا قبول کنهخیال باطل آقا یه برنامه بسازم که تو اون چند دقیقه فقط بخندید و پر از شور شادی بشید.نظرتون چیه؟ اگر چنین اتفاقی افتاد بعد چند برنامه که جا افتادیم، باور کنید از دوستان هنرمند هم دعوت میکنم ولی تا اون موقع باید منو تحمل کنید.خدا را چه دیدید شاید از خانم شاکردوست هم دعوت کردیم یه بار بیاد و در خدمتشان باشیم.من مطمئنم اگر اینکار بشه ایشان اونقدر دل مهربونی دارن که بدون دعوت میان. اصلا اینجا خونه امیدشونه قهقههخنده.امیدوارم دوستان دست اندرکار این ایده فابریکو  کش نرن و به اسم خودشون ثبت نکنن.خدایی فکر خوبی کردم نه؟اگر شما هم با این ایده حال کردید پس بزن اون دست خوشکله را به افتخار آقا کامران، دست و هوراو جیغ...تشویقتشویقتشویقتشویقهوراخنده.منتظر باشید از پنجشنبه که بیام با امید به لطف خداوند دست بکار میشم.منتظر نظرات شما دوستان گلم در این باره هستم.البته بعدا باز توضیح کامل بهتون میدم.به عشق شما دوستان هر کاری که شما را شاد بکنه انجام میدم.

برای انجام اینکار احتیاج شدیدی به دعا های شما دوستان دارملبخند

دوستتان دارم مواظب خودتون و مهربونیهاتون باشید الکی خرج آدمهای بی معرفت نکنیدخندهخندهقلبلبخند


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/۱۱

سلام دوستان عزیز

نمیدونم چطوری این چند روز را براتون توضیح بدم.فقط میتونم بگم شاید بعضی از دوستان که این چند روز با من همراه بودند در جریان باشن. کسانی هم که نبودند حتما تو یه فرصت مناسب میام و کامل براتون مینویسم. فقط خدایا تو چقدر مهربونی، چقدر هوای بنده هاتو داری بخدا خیلی شرمنده ام کردی.خدایا من باورت داشتم ولی دیشب تو ثانیه های آخر مثل همیشه معجزه کردی من که دربست نوکرتمقلب.تو این چند روز اصلا باورم نمیشد اینقدر کامنت از شما و دوستان عزیزم دریافت کنم. چه کسانی که بهم قوت دل دادند و چه کسانی که اومدند حسابی بهم توپیدندقلب.دوستتون دارم زیادقلب.حقیقتش بعد این همه دلهره یه چند رور میخوام برم مسافرت.البته مجبور هم هستم بعضی از دوستان اونقدر دوستم داشتند که دو شبی که به بهانه کار خونه که نرفته بودم را به گوش خانواده محترمان رسانده بودند.ماجرا که فهمیدند حسابی جوش اوردند بخصوص مادرمماچ.الان که براتون مینویسم از طبقه پائین تمام دقه و دلیشو همه را یک جا نصیب ما میکنه الهی قربونش برم.قلب .الناز جان خدایا شکر میکنم نصیب هم نشدیم. مادر ما را که میشناسی؟ عمرآ میتونستی تیکه هاش تحمل کنی همون روز اول چنان تخریب میکرد در حد هیروشیماخنده  همان بهتر که یه همکار باشیم و یه دوست و یه بچه محل.چند روزی نباشم خودش دلتنگم میشه این رسم مادرهاستقلب.خیلی دوستتان دارم بازم ممنونم از اینکه تنهام نذاشتید.برای تک تک شما عزیزان یه دنیا خوشبختی و سلامتی آرزومندم.

نمیدونم چرا حالا دلم میخواد راحت داااااااااااااااااااد بزن بگم الناز دوستت دارم.

 

آنقدر ذهنم را درگیر خودت کرده ای ...

که دیگر حتی نمیتوانم مضمون تازه ای پیدا کنم

حالا حق میدهی

در نوشته هام

به همین سادگی بگویم

 دوستت دارم  ؟

شک نکنید ...
درست در لحظه ی آخر ، در اوج توکل و در نهایت تاریکی
نوری نمایان می شود ، معجزه ای رخ خواهد داد ...
خدا از راه خواهد رسید...........قلب

مواظب خودتون و مهربونیهاتون باشید دوستتان دارم یه عالمهقلبلبخند

 


نویسنده: کامران
تاریخ: ۱۳٩٢/٩/٤

سلام

نمیدونم این پستی که میزارم تا چه اندازه در وجه شخصیتیم پیش شما که شاید منو نمیسناسید اثر میزاره. دوستان و همکارانم را نمیگم اونا کاملا منو میشناسند. شمای که با وب منو میشناسید به این عکس نگاه کنید:

عکس سوزناکیست. کاری هم با اون خانم که با افتخار نشسته و منتظره سفارش غذاست هم ندارم که شاید هم بشناسیدش، و خبر از بیرون نداره.به نگاه این مرد چشم بیاندازید میتونید فکرشو بخونید؟، حالا به نگاه مضطرب این دختر نازنین نگاه کنید.به نظر شما کدام رنج بیشتری میکشند؟ این عکس منو یاد خاطرات خودم میندازه زمانی که شاید وضعیتمان هم بدتر از این بود.زمانی که مجبور بودم در شبانه روز 18 ساعت کارم کنم و وقتی از جلوی چنین رستورانهای رد میشدم همین حس را داشتم همین حسی که این عکس نشان میده.وقتی چشمم به غذاها میافتاد یاد دوران گذشته خوب خودم میافتادم.ولی خدایا دمت گرم دمم گرم که بجز خودت دست بروی هیچکس دراز نکردیم از هیچکس بجز خودت یاری نطلبیدیم شب شکم گرسنه خوابیدیم ولی هیچکس بجز خودت نفهمید که چه میکشیم.کار کردیم و توکل بخودت کردیم که روزی همه چیز روبراه میشه. و تو چقدر مهربانی بودی و چقدر امین.اگر شکستیم فقط در برابر تو شکستیم خدا التماسهای بابام گریه و زاریش در سر نماز شبانه فقط در پیشگاه تو بود و بس.شاید دیوانگیست این چیزها را در باره زندگی خودت تو وب بنویسی فقط مینویسم تا یادم نرود و دوستانی که میایند و کامنت خصوصی میزارن که دل خوش سیری چند و یا از زمین و زمان مینالند شاید به حضور خداوند در زندگی ایمان ندارند وشاید فکر میکنند اگر معجزه ی هم بخواد بشه فقط بدست ماهاست.باور کنید فقط کافیست اعتماد کنی به لطف و کرمش مابقی را بسپار بخود خودش.بعضی موقعها بابام میگه:بعضی وقتا از همه میگذری بغیر از یک نفر، خدایا بگذر از کسی که نمیتونم بگذرم. منظورش همونی که باعث شد چندین سال با بدترین شرایط روزگار زندگی کنیم. ترا خدا ببخشید اگر ناراحتتان کردم.امیدوارم همیشه زندگیتان پر از برکت و خوشبختی باشه.قلب

زندگی مثل پیانو است ...
دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها
اما زمانی میتوان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید و سیاه را با هم فشار دهی

▌│▌▌│▌▌▌│▌▌│▌▌▌ │▌▌│▌▌▌│▌▌│▌▌▌│ ▌▌│▌▌▌│▌▌│
└└└└└└└└└└└└└└└ └└└└└└└└└└└└└└└ └└└└└└└└└└

پرنده هایی که روی شاخه نشستند ،هرگز ترس از شکستن شاخه ندارند... زیرا اعتماد آنها به شاخه ها نیست بلکه به بال هایشان است ....
 همیشه به خودتان و خدای خودتان اعتماد داشته باشید ،خودتان را باور کنید. قلبقلبقلب


ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

دانلود آهنگ جدید